سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
نوشته های بی رنگ

نوشته های بی رنگ

مدیر وبلاگ : پیام[5]
نویسندگان وبلاگ :
پویا[0]


معادله زندگی


زندگی هر یک از ما شبیه یه معادلست که واسه برخی آسون و واسه خیلی هام رسیدن به جوابش سخته هر کی پس از حله معادله  زندگی به یه جواب می رسه.


بعضی ها به پول می رسن ! بعضی ها به خدا ! بعضی ها به عشق می رسن ... خلاصه هر کی به یه چیز می رسه که جوابه این معادله بستگی به روشی داره که واسه حلش انتخاب می کنیم یعنی روش زندگی کردن ما آدما واسه همه این معادله یه جور نیست ما بعضی وقتا تو معادله زندگی یه چیزایی رو یه طرف اضافه می کنیم ولی یادمون می ره واسه برقراری تساوی باید طرفه دومم بنویسم.


بعضی ها مثله من، تو معادله زندگی بعده حلش می بینن معادله شون جواب نداره یعنی ..


این زندگی دقیقا مثله یه امتحانه.امتحانی که یه روز دیر یا زود تموم میشه من حس میکنم روزای سخته زندگی دقیقا مثله همون سوال های سخته امتحانه که بعضی از عهدش بر می یان بعضی هام که...


به هر حال این زندگی هم روزای سخت داره هم آسون مهم نحوه عمل ماست که چی کار کنیم


تو این امتحان بعضی ها خیلی زود کم میارن از بعضی هام زود ورقه میگیرن یعنی خیلی زود زندگیشون تموم میشه به نظر من هر چی باشه خدا خیلی تو تصیحش مهبربون تره از همه


نوشته شده در شنبه 22/11/90ساعت 11:18 صبح توسط پیام نظرات () |

فرار از مدرسه


ساله سوم دبیرستان بودیم بعده امتحانان ترمه اول گفتیم یه روز نریم مدرسه من از همون اول مخالف بودم که این کارو بکنیم اما با اصرار بچه ها قبول کردم با یه نقشه قشنگ و دقیق سی دو نفری از مدرسه اومدیم بیرون کسی هم نفهید من با یکی دو نفره دیگه تو کلاس به عنوانه آخرین نفرها موندیم که کسی نیاد تو کلاس بعد ما هم اومدیم بیرون من نماینده کلاس بودم و همه بهم اعتماد داشتن تو راه واسه این کسی ما نبینه هر چند تا مون رفتیم تو یه کوچه خلاصه وقتی دیدم همه رفتن منم رفتم خونه ، تازه اومده بودم خونه که از مدرسه زنگ زدن گفتن بیا همه سره کلاسن باور نکردم رفتم دیدم به جز من همه هستن .


توجیه شون هم این بود که ناظم زنگ زده به همه اینو گفته که همه سره کلاسن پس همه اومده بودن .


سره اون موضوع یادگرفتم دیگه به بچه های آخر کلاس اعتماد نکنم


نوشته شده در سه شنبه 8/9/90ساعت 9:58 عصر توسط پیام نظرات () |

کارمند حاضر جواب


کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید:«معنی این چیست؟ شما 200 دلار کمتر از چیزی


که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید


رئیس پاسخ می دهد:


«خودم می‌دانم، اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ نکردی


کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد:«درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم

اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم!»…


نوشته شده در دوشنبه 7/9/90ساعت 11:24 صبح توسط پیام نظرات () |

» :: دوشنبه 1/3/91
نوشته شده در ساعت توسط مدیر |

Design By : Mihantheme